خرید بک لینک

درباره سایت

برای استفاده ازخدمات ودریافت اطلاعات عضویت خودرادربخش ثبت نام سایت وخبرنامه تکمیل کنید عضویت شما حمایت وپشتیبانی ازماست....

کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071

امکانات وب

تÙx85اÙx85 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 اÛx8cÙx86 Ùx88ب Ùx88 دÛx8cگر Ùx88ب Ùx87ا Ùx85تعÙx84Ùx82 ب صاØxadب اÙx85تÛx8cاز TAZETARINHA Ùx85Ûx8cباشد (Ùx85دÛx8cرÛx8cت) Ù¾Ûx8cاÙx85Ú©:09361223235 ID:shawkizadh@YAHOO.COM

ماجرای طنز


روزی مردی به سفر میرود و به محض ورود به اتاق هتل ، متوجه میشود که هتل به کامپیوتر مجهز است . تصمیم میگیرد به همسرش ایمیل بزند . نامه را مینویسد اما در تایپ ادرس دچار اشتباه میشود و بدون اینکه متوجه شود نامه را میفرستد . در این ضمن در گوشه ای دیگر از این کره خاکی ، زنی که تازه از مراسم خاک سپاری همسرش به خانه باز گشته بود با این فکر که شاید تسلیتی از دوستان یا اشنایان داشته باشه به سراغ کامپیوتر میرود تا ایمیل های خود را چک کند . اما پس از خواندن اولین نامه غش میکند و بر زمین می افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مادرش میرود و مادرش را بر نقش زمین میبیند و در همان حال چشمش به صفحه مانیتور می افتد:

گیرنده : همسر عزیزم

موضوع : من رسیدم

میدونم که از گرفتن این نامه حسابی غافلگیر شدی . راستش انها اینجا کامپیوتر دارند و هر کس به اینجا می اد میتونه برای عزیزانش نامه بفرسته . من همین الان رسیدم و همه چیز را چک کردم . همه چیز برای ورود تو رو به راهه . فردا میبینمت . امیدوارم سفر تو هم مثل سفر من بی خطر باشه . وای چه قدر اینجا گرمه  !!


 

انجمن حمایت از حیوانات نجیب و شریف اهلی و وحشی خانگی و غیر خانگی ( کوچگی - خیابانی - بیابانی - کوهستانی - جنگلی - رودخانگی - دریایی - صحرایی - هوایی و غیره و غیره و غیره) هرگونه استفاده ابزاری (برای حمل و نقل) از هر گونه قاطر، اسب، یابو ، الاغ، کره خر، شتر و غیره را برای طی طریق در کوره راه های زندگی اکیداً ممنوع و قدغن اعلام کرده است و مرتکبین به این گونه اعمال را وعده به کیفری سخت و مجازاتی سنگین داده است. متن اطلاعیه به شرح زیر است:

نظر به این که بشر بی سر و پا - این جانور دو پای عجیب الخلقه وحشی، خودخواه، زورگو، درنده خو، دد منش، بی رحم، سفاک، خونخوار، قسی القلب، بهره کش ، ستمگر، غدار، قهار، زبان باز، دو رو، مکار ، جانی، روانی- و هم چنین این موجود بسیار حقیر پست فطرت جاهل و کاهل، نادان و ناتوان، کوردل و کر باطن، تنگ نظر و خام اندیش، خرافاتی و خیالاتی، گمراه و سر به هوا، مفلوک و منفور، که خیال می کند عقل کل است و اشرف مخلوقات، ولی در بی عقلی و پست فطرتی زبانزد خاص و عام و کس و ناکس است، قصد دارد که ار حیوانت نجیب، شریف، زحمت کش، اصیل، صدیق ، صبور و مظلوم زبان بسته چهار پا استفاده ابزاری کرده و آن ها را با بی رحمی، خودخواهی و زور گویی تمام از صراط مستقیم و مسیر صحیح زندگی خود منحرف کرده و به بیراهه های بن بست و بی سرانجام و واهی و سراب فرجام خود بکشاند و همانند خود، گمراه و سرگردان سازد، لذا، بدین وسیله، از این تاریخ، هر گونه استفاده ابزاری از چهار پایان زبان بسته بیچاره و بی گناه، توسط دو پایان زبان نفهم و زبان دراز زور گو، اکیداً ممنوع و قدغن اعلام می شود و با متخلفین به شدت و حدت تمام و در ملاء عام و خاص برخورد قانونی و فرا قانونی، حتی غیر قانونی، خواهد شد. در ضمن برای این که همه چیز از قبل روشن و شفاف باشد و بعداً اعتراضی از جانب دو پایان دبه در بیار بامبول باز نشود، مجازات این عمل شنیع و فساد انگیز به شرح زیر اعلام می شود:

1- دو پای خاطی ( منظور انسان است) باید پانصد و پنجاه و پنج فقره لگد از طرف چهار پای ستم دیده و اهانت شده - در ناحیه باسن و ...- نوش جان نماید.

 

نوشته های از آب گذشته!!!!


 

جکهای ملانصرالدین


 

ملا در بالای منبر گفت : هرکس از زن خود ناراضی است بلند شود. همه ی مردم بلند شدند جز یک نفر. ملا به آن مرد گفت : تو از زن خود راضی هستی؟ آن مرد گفت : نه ... ولی زنم دست و پامو شکسته نمی تونم بلند شم!


 


یک روز ملانصرالدین خرش را در جنگل گم می کند. موقع گشتن به دنبال آن یک گورخر پیدا می کند. به آن می گوید: ای کلک لباس ورزشی پوشیدی تا نشناسمت!


2- دو پای خاطی باید پانصد و پنجاه و پنج بار چهار پای مظلوم یا مظلومه را در یکی از میدان های اصلی یا فرعی شهر- به انتخاب خود چهار پای مظلوم یا مظلومه- بر کول خود سواز کرده و کولی بدهد و دور میدان بگرداند.

3- دو پای خاطی باید به پانصد و پنجاه و پنج زبان زنده و مرده دنیا، به هر زبان پانصد و پنجاه و پنج بار، با صدای رسا و بلند - به نظم یا به نثر - با قافیه یا بی قافیه - اعلام کند که از هر خری در عالم خر تر و از هر شتری شتر تر و از هر گاو و گوساله ای گاو تر و گوساله تر و از هر قاطر و یابویی قاطر تر و یابو تر است، و یک کلام هیچ جانوری به پستی و مفلوکی او نیست.

 


 

لطیفه


 

مردی که در و پنجره می ساخت رفته بود خواستگاری، پدر عروس پرسید : آقا داماد چه کاره اند؟ داماد خواست کلاس بذاره گفت : من ویندوز نصب می کنم!!!


 

غضنفر رو برای اولین بار می برند توی هلی کوپتر ، توی آسمان از سمت چپی اش می پرسه : شما گرمتونه ؟ طرف می گه : نه. از سمت راستی اش می پرسه شما گرمتونه ؟ اون یکی هم می گه نه. بعد غضنفر بلند می گه : آقای خلبان هیچ کس گرمش نیست. اون پنکه سقفی رو خاموشش کن (پره های هلی کوپتر!)


 

یه بار یه دیوونه دنبال رئیس بیمارستان می اندازه . خلاصه رئیس بیمارستان رو تو یه بن بست گیر میاره. رئیس بیمارستان با ترس می گه از جون من چی می خوای ؟ دیوونه هه می ره با دست بهش می زنه می گه حالا تو گرگی!

 

 

چرخه ی زندگی مردها:
بچگی : مامان ذلیل
جوانی: دوست دختر ذلیل
میان سالی : زن ذلیل
پیری: فرزند ذلیل
بعد از مرگ : ذلیل مرده

 

 

 

 

 

برچسب: نویسنده: TAZETARINHA تاريخ: سه شنبه 8 مرداد 1392 ساعت: 12:53

صفحه بندی