خرید بک لینک

درباره سایت

برای استفاده ازخدمات ودریافت اطلاعات عضویت خودرادربخش ثبت نام سایت وخبرنامه تکمیل کنید عضویت شما حمایت وپشتیبانی ازماست....

کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071

امکانات وب

تÙx85اÙx85 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 اÛx8cÙx86 Ùx88ب Ùx88 دÛx8cگر Ùx88ب Ùx87ا Ùx85تعÙx84Ùx82 ب صاØxadب اÙx85تÛx8cاز TAZETARINHA Ùx85Ûx8cباشد (Ùx85دÛx8cرÛx8cت) Ù¾Ûx8cاÙx85Ú©:09361223235 ID:shawkizadh@YAHOO.COM
((سلام بچه ها این داستانو من خودم دیشب زد به سرم ساختم ولی اونایی که

 رادیو جوانو گوش دادن بهتر میتونن داستانو درک کنند))


شب بود تمام دردها و غم ها روی سینم سنگینی میکرد وضع اقتصادیم خیلی بد شده بود

حتی پول دوا و درمون مادر پیرمو نداشتم حال مادرم روزه به روز بدتر میشد ته جیبم فقط یه

تک هزاری بود کارمم به خاطر تحریم از دست داده بودم  یه صدایی منو به خودش اورد!!!!


برچسب: نویسنده: TAZETARINHA تاريخ: يکشنبه 13 مرداد 1392 ساعت: 9:57

صفحه بندی