خرید بک لینک

درباره سایت

برای استفاده ازخدمات ودریافت اطلاعات عضویت خودرادربخش ثبت نام سایت وخبرنامه تکمیل کنید عضویت شما حمایت وپشتیبانی ازماست....

کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071

امکانات وب

تÙx85اÙx85 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 اÛx8cÙx86 Ùx88ب Ùx88 دÛx8cگر Ùx88ب Ùx87ا Ùx85تعÙx84Ùx82 ب صاØxadب اÙx85تÛx8cاز TAZETARINHA Ùx85Ûx8cباشد (Ùx85دÛx8cرÛx8cت) Ù¾Ûx8cاÙx85Ú©:09361223235 ID:shawkizadh@YAHOO.COM
سارا هشت ساله بود که از صحبت پدر و مادرش فهمید برادر کوچکش سخت مریض است و پولى هم براى مداواى آن ندارند.پدر به تازگى کارش را از دست داده بود و نمى توانست هزینه جراحى پر خرج برادرش را بپردازد.سارا شنید که پدر آهسته به مادر گفت:فقط معجزه مى تواند پسرمان را نجات دهد. سارا با ناراحتى به اتاقش رفت و از زیر تخت قلک کوچکش را درآورد.قلک را شکست. سکه ها رو روى تخت ریخت و آن ها رو شمرد. فقط پنج دلار.بعد آهسته از در عقبى خارج شد و چند کوچه بالاتر به داروخانه رفت.جلوی پیشخوان انتظار کشید تا داروساز به او توجه کند ولى داروساز سرش به مشتریان گرم بود بالاخره سارا حوصلش سر رفت و سکه ها رو محکم روى شیشه پیشخوان ریخت.داروساز جا خورد و گفت:چه می خواهى؟دخترک جواب داد:برادرم خیلى مریضِه. مى خوام معجزه بخرم قیمتش چه قدر است؟دارو ساز با تعجب پرسید:چى بخرى عزیزم!!؟دخترک توضیح داد: برادر کوچکش چیزى در سرش رفته و بابام مى گوید فقط معجزه مى تواند او را نجات دهد. من هم مى خواهم معجزه بخرم. قیمتش چه قدر است؟داروساز گفت:متاسفم دختر جان ولى ما این جا معجره نمى فروشیم.چشمان دخترک پر از اشک شد و گفت:شما رو به خدا برادرم خیلی مریضه و بابام پول ندارد و این همه پول من است. من از کـــــجــا مى توانم معجزه بخرم؟مردى که گوشه ایستاده بود و لباس تمیز و مرتبى داشت از دخترک پرسید:چه قدر پول دارى؟دخترک پول ها را کف دستش ریخت و به مرد نشان داد. مرد لبخندى زد و گفت:آه چه جالب!!! فکر مى کنم این پول براى خرید معجزه کافى باشه. بعد به آرامى دست او را گرفت و گفت:من مى خوام برادر و والدینت را ببینم. فکر مى کنم معجزه برادرت پیش من باشه. آن مرد دکتر آرمسترانگ فوق تخصص مغز و اعصاب در شیکاگو بود.فرداى آن روز عمل جراحى روى مغز پسرک با موفقیت انجام شد و او از مرگ نجات یافت. پس از جراحى پدر نزد دکتر رفت و گفت:از شما متشکرم نجات پسرم یک معجزه واقعى بود. مى خواهم بدانم بابت هزینه عمل جراحى چه قدر باید پرداخت کنم؟دکتر لبخندى زد و گفت:فقط 5 دلار. 

برچسب: نویسنده: TAZETARINHA تاريخ: يکشنبه 20 مرداد 1392 ساعت: 17:01

صفحه بندی