خرید بک لینک

درباره سایت

برای استفاده ازخدمات ودریافت اطلاعات عضویت خودرادربخش ثبت نام سایت وخبرنامه تکمیل کنید عضویت شما حمایت وپشتیبانی ازماست....

کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071

امکانات وب

تÙx85اÙx85 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 اÛx8cÙx86 Ùx88ب Ùx88 دÛx8cگر Ùx88ب Ùx87ا Ùx85تعÙx84Ùx82 ب صاØxadب اÙx85تÛx8cاز TAZETARINHA Ùx85Ûx8cباشد (Ùx85دÛx8cرÛx8cت) Ù¾Ûx8cاÙx85Ú©:09361223235 ID:shawkizadh@YAHOO.COM

نور صورتی صبحگاهی بر دشت آرام و خنک تابیده بود. دشت وسیع پر محصولی که خبر از حاصلخیزی و ثروت خاک و همچنین ثروت صاحب آن مزارع میداد. پیرمردی که در نام نیک، ثروت بی پایان و ایمان قوی شهرت داشت و البته شهرت در باب دیگری که از قلم افتاد. عذر میخواهم. شهرت جدید چنان جدید است و چنان عجیب که فراموش کردم سرلوحه قرار دهم. مناعت طبع و ایمان و توکل چنان در وی قوی بود که اخبراً ضامن آهو شده بود. تمام این دشت بیکران را در ضمانت آهویی گرو گذاشته بود و آهوی در دام افتاده را آزاد کرده بود. یعنی کل داراییاش را وثیقه گذاشته بود که آهو برود و برگردد. آهوی از همه جا بیخبر هم رفته بود و برنگشته بود که نگشته بود. حالا هم پیرمرد مفلس مانده بود با حسرت و پشیمانی بی حاصل.

در اعلامیههایی که روی تمام تیربرقهای کل جاده نصب شده این متن به چاپ رسیدهاست.

از یابنده تقاضا میشود با تحویل آهوی کافر جایزه دریافت نماید. لاشه هم پذیرفته می شود. (در صورت لاشه قیمت پوست آهو از مبلغ جایزه کسر خواهد شد.)

برچسب: نویسنده: TAZETARINHA تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1392 ساعت: 4:21

صفحه بندی