خرید بک لینک

درباره سایت

برای استفاده ازخدمات ودریافت اطلاعات عضویت خودرادربخش ثبت نام سایت وخبرنامه تکمیل کنید عضویت شما حمایت وپشتیبانی ازماست....

کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071

امکانات وب

تÙx85اÙx85 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 اÛx8cÙx86 Ùx88ب Ùx88 دÛx8cگر Ùx88ب Ùx87ا Ùx85تعÙx84Ùx82 ب صاØxadب اÙx85تÛx8cاز TAZETARINHA Ùx85Ûx8cباشد (Ùx85دÛx8cرÛx8cت) Ù¾Ûx8cاÙx85Ú©:09361223235 ID:shawkizadh@YAHOO.COM

[تصویر:  2h2hapy-1.jpg]



سلام بر تو آااای عشگ من [تصویر:  smile.png]
میدونم که صدامو شناختی پس خودمو معرفی نمیکنم
شایدم نشناختی، منم گضنفر


آااه ای عشگ من، چند روز که دلم برات گرفته و گلبم مثل یه ساعت دیواری هر دگیگه شصت لیتر آب را تگسیم بر مجذور مربع میکنه، حالا بگو بگال محل ما چند سالشه؟
امروز یاد آن روزی افتادم که تو من را دیدی و یک دل نه صد دل من را عاشگ خودت کردی. یادت میآید؟
ای بابا عجب گیجی هستی، یادت نمیآید؟…



خیلی خنجی، خودم میگم. اون روز که من زیر درخت گیلاس سر کوچه، لبو کوفت میکردم با بربری. ناگهان پدرت تو را با جفتک از خانه بیرون انداخت و من مثل اسب به تو خندیدم، خیلی از دست من ناراحت شدی. ولی با عشگ و علاگه به طرف من آمدی.


خیلی محکم لگدی به شکم من زدی و رفتی. آن لگد را که زدی برگ از چشام پرید و حسابی عاشگت شدم.
از آن به بعد هر روز من زیر درخت گیلاس میایستادم تا تو را ببینم، ولی هیچوگت ندیدم. اول فکر کردم که شاید خانه تان را عوض کردید ولی بعدا فهمیدم درخت گیلاس را اشتباه آمده بودم.


یک گاب عکس خالی روی میزم گذاشتم و داخل آن نوشتم “عشگم” هروگت آن را میبینم به تو فکر میکنم و تصویر تو را به ذهن میآورم.


اینم بگم که من بدجوری گیرتیم هااااااااا ! مثلا همین دیروز داداشم داشت به گاب نگاه میکرد، دو تا زدم تو سرشو بهش گفتم مگه تو خودت ناموس نداری به دختر مردم نگاه میکنی؟




راستی این شمارهای که به من دادی خیلی به دردم خورد. هر روز زنگ میزنم و یک ساعت باهات درد دل میکنم و تو هم هی میگی “مشترچ مورد نظر در شبکه موجود نمیباشد” من که میدونم منظورت از این حرفا چیه! منظورت اینه که تو هم به من عشگ میورزی، مجه نه!؟




یه چیزی بهت میگم ولی ناراحت نشی، گوساله! این چه وضع ابراز عشگه؟
ناراحت شدی؟ خاچ بر سر بی جنبت!! آدم انگد بی جنبه؟
ولی میدونم یکی از این روزا سرتو میندازی پایین و عین بچهٔ آدم میای تو خونهٔ من، راستی خواستی بیای ده تا نون بربری هم سر راهت بجیر!


یه روزی میام خواستگاریت، میخوام خیلی گرم و صمیمی باباتو ببوسم و چندتا شوخی دستی هم باهاش میکنم که حسابی اول زندگی باهم رفیگ بشیم، راستی کلهٔ بابات مثل نور افکن میمونه. بعد عروسی بهش بجو خیلی طرف خونهٔ ما پیداش نشه.


من آدم کچل میبینم مزاجم بهم میریزه!


چند وگت پیش یه دسته گل برات از باگچه کندم که سر کوچتون دادمش به یه دختر دیگه، فچر بد نکن! دختر داشت نگاهم میکرد منم تو رودرواسی جیر کردم گل رو دادم بهش، اونم لبخند ملیحی از ته روده اش به من زد.


درسته دختره از تو خیلی خوشگل تر بود ولی چیکار کنم که بیخ ریش خودمی.


راستی من عاشگ گورمه سبزی ام (البته بعد از تو) اگه برام خواستی درست کنی حواست باشه، بی نمک بشه، بسوزه، بد طعم بشه همچی لگدی بهت میزنم که نفهمی از من خوردی یا از خر!


خلاصه اینکه بی گراری نکن، یه خط شعر هم برات گفتم. خوشت اومد اومد، نیومد به درک!
بی تو مهتاب شبی گضنفر باز از آن کوچه گذشت
فکر نکن یاد تو بودم آ، داشتم اونجا ول میگشتم

برچسب: نویسنده: TAZETARINHA تاريخ: سه شنبه 9 مهر 1392 ساعت: 4:23

صفحه بندی