پاییزمی شوم در نگاه تو وقتی آشنا نیست نگاهم برایت پاییز می شوم در حس خود وقتی آشنا نیست این حس حتی برای خودم ! پاییز می شوم در این برگ ریزانِ حس های آشنا! و بارانی در این برهوت بی حسی ! من بی تو ، خود پاییزم زاده بهار ... حوالی پاییز ! تو بی من پاییز را چگونه حس می کنی؟ پاییز می شوم اما فرو نخواهم ریخت هنوز آنقدر برگ های زرد را شبیه نیستم! پاییز میشوم و می بارم همچون باران های پاییزی بی دعوت ... ناگهانی ... زود گذر ... سرد ... اما زیبا ! من از پاییز می ترسم سردم شد مگر کجای این کلمات دیگر نفس نکشیدی ؟! پاییز شدم حتی اگر بیایی هم برای آمدنت دیر است ! بیا.. ****************** فصل پاییز خوش اومدی :)