کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071
داستان كوتاه شرط عشق
______________________________________________________
برچسب ها : داستانك عاشقانه ٫ داستان عشقولانه ٫ عاشقانه ٫ داستان ٫
داستان كوتاه عشقي ٫ عشق ٫ داستان عاشقي ٫ عاشق ٫ داستان لاو ٫
داستان دختر و پسر ٫ داستان عشق هاي جاويدان ٫ داستان ٫ عاشق ٫
______________________________________________________

دختر جوانی چند روز قبل از عروسی آبله سختی گرفت و بستری شد.
نامزد وی به عیادتش رفت و در میان صحبتهایش از درد چشم خود نالید..
بیماری زن شدت گرفت و آبله تمام صورتش را پوشاند. مرد جوان عصا زنان
به عیادت نامزدش میرفت و از درد چشم مینالید. موعد عروسی فرا رسید.
زن نگران صورت خود که آبله آنرا از شکل انداخته بود و شوهر هم که کور شده بود.
مردم میگفتند چه خوب عروس نازیبا همان بهتر که شوهرش نابینا باشد.
20 سال بعد از ازدواج زن از دنیا رفت، مرد عصایش را کنار گذاشت
و چشمانش را گشود. همه تعجب کردند.
مرد گفت: "من کاری جز شرط عشق را به جا نیاوردم".
برچسب:
نویسنده: TAZETARINHA