کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071
باز باران با ترانه باگهرهای فراوان میخورد بر بام خانه
یادم آید روز دیرینگردش یك روز شیرین
هر وقت باران میگرفت این شعر بهمغزش هجوم می آورد.و به سرعت پرتاب میشد به كوچه
باغهای كودكیش؛ كوچه های باریك وپیچ در پیچ خیابان بهارستان؛ آن وقتها كه هنوز تهران پر بود از
باغ و برگ چسبهایپیچیده به دیوارها و خانه های قدیمی. هر چند كه دوران عوض شده بود و در
گوشه و كناركوچه ها آپارتمان های 2 طبقه هم به ندرت خودنمائی میكردند...اما هنوز انگار همان
بو ی خاك و كاهگلی كه روی بعضی از دیوارباغها مانده بود به مشامش میرسید
.
.
.
.
.
برچسب:
نویسنده: TAZETARINHA