کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071
پیش بابایی میروم و از او می پرسم ازدواج چیست؟ بابایی هم گوشم را محکم می پیچاند و می گوید:«این فضولی ها به تو نیومده، هنوز دهنت بوی شیر میده، از این به بعد هم دیگه توی خیابونبا دخترای همسایه ها لی لی بازی نمی کنی، ورپریده!
متوجه حرف های باباییو ربط آنها به سوالم نمی شوم، بابایی می پرسد: «خب حالا واسه چی می خوای بدونیازدواج یعنی چی؟!در حالی که در چشمهایم اشک جمع شده است می گویم: «بابایی بهترنیست اول دلیل سوالم رو بپرسید و بعد بکشید؟
بابایی باچشمانی غضب آلوده می گوید نخیر! از اونجایی که من سلطان خانه هستم و
.
.
.
برچسب:
نویسنده: TAZETARINHA