خرید بک لینک

درباره سایت

برای استفاده ازخدمات ودریافت اطلاعات عضویت خودرادربخش ثبت نام سایت وخبرنامه تکمیل کنید عضویت شما حمایت وپشتیبانی ازماست....

کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071

امکانات وب

تÙx85اÙx85 ØxadÙx82Ùx88Ùx82 اÛx8cÙx86 Ùx88ب Ùx88 دÛx8cگر Ùx88ب Ùx87ا Ùx85تعÙx84Ùx82 ب صاØxadب اÙx85تÛx8cاز TAZETARINHA Ùx85Ûx8cباشد (Ùx85دÛx8cرÛx8cت) Ù¾Ûx8cاÙx85Ú©:09361223235 ID:shawkizadh@YAHOO.COM


 ابتدا یك داستان واقعی را برایتان تعریف كنیم؛ یك مرد هندی به نام «جی مهرا» موقع غذا خوردن در رستوران، كاملا تصادفی و به دلیل كمبود جا سر میزی مینشیند كه آقای دیگری هم پشت آن میز نشسته بود. سر صحبت كه باز میشود و معلوم میشود كه نفر دوم «مودیت ارورا» پزشك است. كمی كه با هم حرف میزنند توجه دكتر به دستان گوشتالود «جی مهرا» جلب میشود. دكتر چند سوال از او میپرسد و كمكم شك میكند كه شاید «جی مهرا» تومور مغزی داشته باشد، چون در تومور مغزی حجم بافت نرم دستها افزایش پیدا میكند. دكتر به او پیشنهاد میكند، پیگیر قضیه باشد. تشخیص دكتر ارورا تایید شده و جراحان با موفقیت تومور را از سر «جی مهرا» خارج میكنند. این داستان میتواند برای همه ما یك درس باشد. اینكه هر چقدر هم علائم شما بیخطر و بیضرر باشد ممكن است هشداری از یك ماجرای خطرناكتر باشد. این مقاله را به دقت مطالعه كنید؛ شاید برای شما هم نجاتبخش باشد.

بقیه در ادامه مطلب...

برچسب: نویسنده: TAZETARINHA تاريخ: پنجشنبه 10 مرداد 1392 ساعت: 23:30

صفحه بندی