اختلاف و تضاد ظاهري و باطني آدميان به دليل سرشت و فطرت و نطفه آنهاست . آب و هوا و زمين و خاك شور و شيرين و گوناگون در سازندگي آنان سهيم بوده از اينرو مردم به دليل نزديك بودن به هم و زيستن در يك قطعه خاك و يا دوري از هم و زندگي كردن در قطعه خاكهاي جدا از هم سرشت وفطرتشان با هم متحد يا مختلف ميگردد. بنابراين در ميان مردم زيباروي كم خرد و سروقد دون همت و نيكوكار زشترو وكوتاه قامت دورانديش و پاك طبع زشتي پسند و سرگشته دل پريشان عقل و سرانجام خوش بيان دلربا بسيار ديده مي شود .