شرحی روان شناسانه بر دعای کمیل که زبان حال مردمان عادی است
گویند مردی از خدا خواست که مستجاب الدعوه باشد و بسیار براین خواسته خود اصرار کرد. از جانب خدا پاسخ آمد که فعلا سه دعای مستجاب خواهی داشت و هرسه دعا به انتخاب خودت خواهد بود. همسر آن مرد از موضوع با خبر شد و خوشحال و اصرارکنان از شوهرش خواست که یکی از سه دعا برای زیبارویی او باشد. شوهر ازاین پیشنهاد استقبال کرد؛ چرا که هم فال بود و هم تماشا، هم خواسته همسرش برآورد شده بود و هم خواهش دل خودش. چه کسی است که نخواهد زیباترین بانوان را در کنار خود داشته باشد؟ این گونه شد که دعای اول خرج زیبارویی همسر شد و مرد دو دعای دیگر را همچون سرمایه ای برای آینده نگه داشت. زن چنان جمالی پیدا کرد که شهره شهر شد. همه جا سخن از خوش صورتی او بود. بانوی خوبرو چنان محبوب دل ها شد که شوهر را کم کم فراموش کرد. مرد مستجاب الدعوه غمگین و غمگین تر شد و هر چه سراغ همسر خود رفت، جوابی نگرفت. غم های مرد به تدریج تبدیل به کینه شد و این بود که تصمیم گرفت دعای دوم را هزینه بی مهری های همسرش کند. او این بار از خدا خواست که همسرش از زشت روترین زنان عالم باشد تا حتی فرزندان و نزدیکانش نیز از او دوری کنند. دعای مرد مستجاب شد. زن گوشه گیر شد و تنها، غمگین و بیچاره. این بار زن به التماس افتاد و از شوهر خواست که او را ببخشد. آن قدر گریه و ناله کرد و به دست و پا افتاد تا آنکه دل شوهر به رحم آمد و دست به دعا شد و از خدا خواست که همسرش همان زن روز اول باشد. به این ترتیب سرمایه هر سه دعا خرج شد و مرد سرجای اولش بود؛ ضمن اینکه در این میان هم خود وهم همسرش مصیبت ها و رنج ها کشیدند.
برچسب:
نویسنده: TAZETARINHA
تاريخ: جمعه
11 مرداد
1392 ساعت: 20:23