کاربران ب مدت نامعلوم کلیه خدمات و بخشهای تمام سایتها غیرفعال هستند مدیریت سایت ارتباط(پیامک)مدیریت(پشتیبانی)09370470071
صدایش میکنم اما نباشد ره به گوش او صدایم
گناه من چه بود آخر که هجر و درویش گشته سزایم
اگه سوغات عشق او فقط حیرانی و آشفتگی باشد
مکن هرگز خداوندا از این حیرانی شیرین جدایم
چه شبهایی که نالیدم ز هجران و به درگاهش دعا کردم
نمیدانم چرا او هم ندارد پاسخی بهر دعایم
من ارچه بیقرار هستم ولیکن خوب میدانم
در این وادی حیرانی فقط مستی شود جانا دوایم
اگر دیروز سر دادم من آواز خوشی امروز
به غیر از آه سوزانم کسی نشنیده است دیگر نوایم
تو گفتی نسترن او را ز جان و دل زنم فریاد
صدایش میکنم اما نیابد ره به گوش او صدایم
برچسب:
نویسنده: TAZETARINHA